ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
486
سفرنامه شاردن ( فارسى )
آوردند ، تاراجها و شكنجهها كردند و فجايع بىشمار به بار آوردند ، و در آخر قصر شاه تهماسب و همهء ساختمانها و عمارات بزرگ را ويران ساختند ؛ امّا مردم دلير تبريز دگربار هم ، قدّ مردانگى برافراشتند ، و در اوائل پادشاهى سلطان مراد عثمانى ، به كمك معدودى از سپاهيان ايران ده هزار تن افراد پادگان عثمانى را كه مأمور حفاظت شهر بودند از پا درآوردند ، و بر شهر مسلّط شدند . مراد از شجاعت و دليرى و مردانگى مردمان تبريز سخت در وحشت افتاد ، و سپاهى سنگين به سركردگى عثمان پاشا صدراعظمش به تسخير تبريز فرستاد . وى در سال 994 هجرى شهر مردپرور تبريز را گرفت و به ترميم و تعمير قلاع و استحكاماتى كه قبلا عثمانيها ساخته بودند ، و بر اثر حملهء جنگجويان تبريز آسيب ديده بود ، پرداخت . هيجده سال پس از يورش سپاهيان عثمانى به سال 1603 ميلادى شاه عباس با سپاهى اندك با مهارت و تدبيرى درخور آفرين و تحسين تبريز را از چنگ عثمانيها بيرون آورد . او افراد رشيد سپاه خود را به چندين دسته تقسيم كرد . افراد اين دستهها تركهايى را كه معابر بيرون شهر را نگهبانى مىكردند چنان به سرعت دستگير كردند و كشتند كه پادگان تركها را خبر نشد . آنگاه فرماندهء سپاه ايران يك دسته از سربازان خود را در لباس بازرگانان به تبريز فرستاد . در آن زمان رسم بر اين بود كه كاروانهاى عظيم پيشاپيش حركت خود دستهاى را براى تدارك مقدمات ورود خود به شهر مىفرستادند . تركان بدين گمان كه نگهبانانشان دربارهء هويّت اينان تحقيق كافى كردهاند ، مانع ورودشان نشدند . شاه عباس همين كه يقين كرد دستهء پانصد نفرى وى وارد شهر شدهاند با شش هزار تن سپاهى خود به پادگان دشمن حمله برد . دو تن از سردارانش نيز با گروهى لشكر از دو جانب به حمله پرداختند . نظاميان ترك كه خود را از همهسو در محاصره ديدند به شرط اين كه كشته نشوند ، تسليم شدند . مورّخان تصريح كردهاند كه سپاهيان ايران براى نخستين بار در اين جنگ تفنگ به كار بردند . و چون شاه تأثير سلاح آتشين را از نزديك دريافت دستور داد همهء آنان را به تفنگ مسلّح و مجهّز كنند . براى اين كه از اقوال مورّخان و محقّقان چيزى و گرچه مهم نباشد ناگفته نماند ، عقيدهء مؤلفان ارمنى را نيز مىآورم . آنان گفتهاند : تبريز از جمله شهرهاى بسيار كهن آسياست ، و در زمانهاى قديم شاهستان يعنى پايتخت ناميده مىشده . از